الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
254
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آنها در يكى از روزهاى جنگ ، براى نبرد تن به تن آماده شدند ، لباس رزم در بر پوشيدند و از نقطه باريكى از خندق كه از تير رس سپاهيان اسلام نسبتا دور بود با اسب خود ، به جانب ديگر خندق پرش كردند ، و در برابر لشكر اسلام حاضر شدند كه از ميان اينها عمرو بن عبد ود از همه نامآورتر بود . او كه مغزش از غرور خاصى لبريز بود ، و سابقه زيادى در جنگ داشت جلو آمد و مبارز طلبيد ، صداى خود را بلند كرد و نعره بر آورد . طنين فرياد « هل من مبارز » او در ميدان احزاب پيچيد ، و چون كسى از مسلمانان آماده مقابله با او نشد جسورتر گشت ، و عقائد مسلمين را به سخريه كشيد و گفت : شما كه مىگوئيد كشتگانتان در بهشت هستند و مقتولين ما در دوزخ ، آيا يكى از شما نيست كه من او را به بهشت بفرستم يا او مرا به دوزخ اعزام كند ؟ ! و در اينجا اشعار معروفش را خواند . و لقد بححت عن النداء بجمعكم هل من مبارز ! و وقفت اذ جبن المشجع موقف البطل المناجز ! ان السماحة و الشجاعة فى الفتى خير الغرائز ! « بسكه فرياد كشيدم - در ميان جمعيت شما و مبارز طلبيدم صدايم گرفت ! من هم اكنون در جايى ايستادهام كه شبه قهرمانان از ايستادن در موقف قهرمانان جنگجو ترس دارند ! آرى بزرگوارى و شجاعت در جوانمردان بهترين غرائز است » ! در اينجا پيامبر ص فرمان داد يك نفر برخيزد و شر اين مرد را از سر مسلمانان كم كند ، اما هيچكس جز على بن ابى طالب ع آماده اين جنگ نشد . پيامبر ص به او فرمود ، اين عمرو بن عبد ود است ، على ع عرض كرد